سال نودو دو و نینی
سال نو همهی دوستان مبارک باشه.
امسال برای من و هادی جون اولین نوروز سه نفره شدنمون بود و این ناز پسر کلی هیجان و شادی با خودش برای ما آورده. همهش دارم فکر میکنم که سال دیگه این موقع داره چیکار میکنه و ...
پسر نازم بی صبرانه منتظر روز تولدت هستیم و برای درآغوش گرفتنت روز شماری میکنیم. خوب رشد کن و سالم بیا بغلمون.
ناز پسر ما دومین مسافرتشون رو هم تشریف بردند و برگشتند اولین بار نمیدونستم که نینی دارم و آبان ماه بود که رفتیم پیش مامانی اینا و سفر دومی هم اونجا بودیم بنابراین هفتهی ٢١ بارداری همزمان با شروع سال نو هم در اونجا گذشت و برای اینکه اونجا یه کم سرد بود من سرما خوردم و چون دوست نداشتم که دارو مصرف کنم یه کم طول کشید اما حالا خوب شدم . ١٥ روزی که اونجا بودیم خیلی از اشنا ها رو دیدیم و بهمون کلی خوش گذشت و چند روزی هم رفتیم خرید یه سری دیگه از وسایل نی نی رو خریدیم .
راستی ناز پسر ما امسال عید از بابابزرگا و مامانی و دایی ها و عمه ها عیدی گرفت و ذوق کرد.
١٣بدر امسال هم دستجمعی رفتیم باغ عمو ابراهیم و اونجا نهارو خوردیم و بعد از غذا همه کلی بازی کردن که من و شما بیشتر تماشاگر بودیم و تشویغ میکردیم ایشااله سال بعد با هم تلافی امسالو میکنیم
اخر روزم که عمو و بابا یه اتیش گنده درست کردن و همه دورش جمع شدیم و در اخر سبزهارو گره زدیمو رفتیم به سمت خونه...
اخر روزم که عمو و بابا یه اتیش گنده درست کردن و همه دورش جمع شدیم و در اخر سبزهارو گره زدیمو رفتیم به سمت خونه...دیگه اینکه ضربات جوجوی ما این روزها محکمتر شده به طوری که دیگه بابا میتونه ضربات رو ببینه و احساس کنه، قربونت برم مامی جون که شیطون شدی و با کارهات من و بابا هادی رو از اعماق وجود خوشحال میکنی.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سال نودو دو و نینی
